Study4Iranian دارای نمایندگی مستقیم از کالج ها و دانشگاه های کشورهاي انگلستان و مالزي بوده و در این راستا با بهترین سرویس ها در خدمت متقاضیان در زمینه اعزام به دوره هاي آموزشی ، اخذ پذیرش تحصیلی و ویزای تحصیلی از مراکز آموزشی شامل کالج ها و دانشگاه ها و هماهنگی های لازم جهت انتقال و اسکان دانشجویان ایرانی مي باشد.
    سفر به اعماق جنگل های استوایی مالزی

گزارش یک ایرانی به جنگل‌های استوایی "تامان‌نگارا" در مرکز مالزی

دیدن جنگلهای استوایی و تجربه نزدیک از شرایط و طبیعت آنجا همیشه برایم یکی از خواسته ها بوده.تقریبا یکسال پیش بود که رضا برایم دفترچه ی راهنمای Taman Negaraرا آورد.با دیدن آن فکر برنامه ای در ذهنم بوجود آمد و سرانجام بعد از تعطیلات سال جدید شرایطی فراهم آمد که بتوانم راهی مالزی شوم و البته به همین دلیل لوازم اولیه جنگل پیمایی را مرتب و با خودم بردم.در مالزی با راهنمایی رضا به یکی از موسسات گردشگری رفتم و پس از دیدن برنامه های مختلفی که داشتند یکی از آنها را انتخاب کردم.البته به دلیل بعضی از دلایل مانند آشنا نبودن با شرایط و محیط آنجا،کمبود وقت و ...من دست به این کار زدم وگرنه به صورت یک عضو آزاد آنجا می رفتم و قابلیت مانور و تصمیم گیری در مورد برنامه ها برایم بوجود می آمد .با این وجود برنامه ای که داشتیم، برنامه ای عالی و متنوع بود و البته شرکت HanTravel تمامی کارها را از پیش انجام داده و مشکلی در مورد غدا و عبور و مرور و سوئیت ها وجود نداشت...

تامان نگارا در حقیقت از دو کلمه ی مالایی تشکیل یافته.Taman به معنای پارک و Negara به معنای ملی.تامان نگارا یکی از قدیمی ترین جنگلهای بارانی نواحی گرمسیری جهان است که متعلق به 130 میلیون سال پیش می باشد.وسعت آن بیش از 4343 کیلومتر مربع است.پارک ملی مالزی در بین مدار 4 و 5 درجه شمالی از خط استوا واقع شده و در تمامی سال در آن باران می بارد که در نواحی پست سالیانه حدود 2200 میلی متر و در نواحی کوهستانی حدود 3800 میلی متر باران می بارد.درKuala Tahanماه خشک فوریه است(متوسط باران 71 میلی متر) و ماه بارانی اکتبر است (275 میلی متر).

در داخل جنگل سرزمینهای پست دما در سراسر سال تغییر اندکی می کند که حدود 26 درجه در وسط روز و 22 درجه در شب می باشد ( با رطوبت دایمی بالای 90 درصد)

توپوگراقی تامان نگارا بطور کلی پر از تپه است.سرزمینهای پست فقط در حدود یک دهم از پارک را در بر می گیرد.مرکز پارک کوهها هستند.بالاترین نقطه GunungTahan است که 2187 متر بالاتر از سطح دریاست و پست ترین نقطه هم Kuala Atok است که حدود 75 متر بالاتر از سطح دریاست.

به طور کلی TamanNegara یکی از جنگلهای قدیمی بارانی جهان است که جایگاه صدها نوع پرنده،پروانه،حشره،ماهی،گیاهان و اقامتگاه ساکنان مهربان Orang Asli است.علاوه بر این وجود رودهای بزرگ و آبشار،غار،کوه و طبیعت و چشم اندازهای زیبا را می توان در این جنگل مشاهده نمود.

تقریبا در همه ی نواحی اقداماتی برای رفاه گردشگران و ماجراجویان ساحته شده.قیمتها با قسمتهای دیگر مالزی تقریبا یکسان است.قابلیت دسترسی به اینترنت هم وجود دارد.تقریبا همه افراد و مخصوصا راهنمایان با زبان انگلیسی آشنایی دارند و عده ای با زبانهای دیگر هم صحبت می کنند.

روز اول :صبح قبل از ساعت 8 در جلوی شرکت هان بودیم.حدود ساعت 8 اتوبوس حرکت کرد و پس از یک توقف در شهرک چینی ها به سوی Kuala Tembeling حرکت کرد.در شهرک چینی ها عده ای از گردشگران که عازم تامان نگارا بودند سوار اتوبوس شدند.مسافران این اتوبوس از قوم ها و کشورهای مختلفی بودند:کره ای،روس،سریلانکا،فرانسه و ...بعدها در تامان نگارا متوجه شدم که تنوع گردشگران درست به اندازه تعداد آنهاست.اتوبوس در میان بزرگراههایی که دارای چشم اندازهای زیبا و قشنگی بود حرکت می کرد.در اطراف جنگلهای استوایی و کوههای کم ارتفاع با مناظر دلفریبشان وجود داشت و گاهی به شهرها یا خانه هایی در کنار جاده می رسیدیم که تماشای آنها خالی از لطف نبود.حدود چهار ساعت بعد به Kuala Tembeling رسیدیم.اینجا در حقیقت یک بندرگاه کوچک است که برای وارد شدن به تامان نگارا می توان از آن استفاده برد.علاه بر اینکه دارای چند رستوران و فروشگاه کوچک محلی است.همچنین دفتر گردشگری و همینطور فروش بلیت قایق در آنجا وجود دارد.در حقیقت اگر به طور آزاد سفر می کنید در اینجا می توان بلیت برای قایق ها تهیه کرد. یکی از شعبه های شرکت هان در آنجا بود که مدارک ما را برای ورود به تامان نگارا آماده و بررسی کرد.

ورودیه به تامان نگارا یک رینگت است(هر رینگت حدود 270 تومان است)برای عکاسی و فیلمبرداری هم باید مجوز داشته باشید که برای هر دوربین باید مبلغ 5 رینگت بپردازید.بعد از اینکه کارهای اولیه تمام شد و معرفی نامه ها برای اقامت در سوئیت ها و بلیتهای قایق ها و ... (که قبلا توسط شرکت هان تهیه شده بود) را دریافت کردیم برای ناهار متفرق شدیم.من در یک رستوران کوچک محلی به نام Restoran Tembeling ناهارم را صرف کردم که یک نوع غذای مالایی اما بسیار شبیه به غذای ایرانیان بود.هوا گرم و شرجی(حدود 35 درجه) بود .در اطراف کمی گشت زدم و درختان نارگیلی دیدم که نارگیل بعضی از آنها بر زمین ریخته و خراب شده بودند.علاوه بر آن چند درخت میوه که نام آنها را نمی دانستم.حدود ساعت 2 در اسکله آماده حرکت شدیم.آب رود بسیار گل آلود و تند بود و در آن شاخه های درختان و حتی تنه های آنها با سرعت رد میشدند.قایق ها به صورت چوبی و چیزی شبیه به کانو و کایاک بود.دارای موتور بنزینی بودند و ظرفیت آنها حدود بیست نفر بود.پس از سوارشدن و مرتب کردن بارها و کوله ها قایق اسکله را به مقصد Kuala Tahan ترک کرد.بر خلاف جریان آب پیش می رویم .با مناظری از جنگلهایی که اندک اندک تیره می شوند و ماهیگیران با تورهای آنها برای صید و کم کم مناظری که سکونت انسانها در آنها به چشم نمی آید.گهگاهی قایقی از روبه رو رد میشد یا از کنار هم می گذشتیم.عرض رودخانه متغیر بود.گاهی در حدود ده متر و گاهی حدود صد متر بود.اگر دقتی در ساحل اطراف و جنگلها می افکندیم می توانستیم جانورانی را ببینیم.

میمونها و بزمجه ها در اطراف قابل دیدن بودند.حدود ساعت 5 عصر بود که تاسیساتی در کنار رود مشخص شد و هنگامی که در کنار یک رستوران شناور توقف کردیم فهمیدیم که به انتهای سفر با قایق رسیده ایم.فروشگاهها و رستورانهای شناور ،تاسیساتی بودند که شمار آنها به ده عدد می رسید و به صورت شناور بر روی آب بودند.این تاسیسات بر روی مجموعه ای از بشکه های خالی ساخته شده بودند که بر روی آنها ساخت و ساز انجام گرفته بود .آنها بر روی آب شناور بودند و بروی جریان آب و موجها آرام بازی می کردند و حالت آرامش بخشی ایجاد می کردند. فاصله بین آنها تا ساحل که کمتر از ده متر بود توسط پلهای چوبی متصل میشد.پس از پیاده شدن از قایق ها و مستقر شدن در رستوران فوق( که بعدهاصبحانه و ناهار و شام در آنجا صرف می کردیم) منشی آنجا توضیحاتی در مورد برنامه و اقامت و ... به ما داد و سپس تا هنگام صرف شام مرخص شدیم تا به سوی سوئیت ها و اقامتگاههایمان رفته و در آنجا مستقر شویم.

Kuala Tahan یک دهکده کوچک است که شباهت زیادی به یک شهرک دارد.مجموعه ای از مسافرخانه،هتل،پانسیون و پارک است.علاوه بر اینکه محلهایی برای کمپ زدن وجود دارد .دارای چند فروشگاه و کیلینیک و مرکز پلیس و مدرسه نیز می باشد.در کل محیطی آرام و تمییز با چشم اندازهای جالبی است. با کروکی ای در بدو ورود به ما داده بودن به دنباPark Lodgeل بودم.این پارک در فاصله نسبتا دوری از محل رستوران شناور و رود کوآلا بود.گرچه من همیشه این مسیر را چه در شب و چه در هوای بارانی طی می کردم و تلاش مدیر پارک برای رساندن من بی نتیجه می ماند.پارک در میان دره تپه ای جنگلی ساخته شده بود.در میان این درختان موجودات فراوانی بودند که از آنها به میمونها و سنجابها می توانم اشاره کنم.علاوه بر این صدای حشرات و جیرجیرکها در شب و روز بسیار زیبا بودند.قیمت اتاقها در این پارک برای دو نفر، شبی 50 رینگت بود که شامل صبحانه مجانی بود.انتخاب گوناگونی برای اقامت در Kuala Tahan وجود دارد. اتاقهای 4 تا 8 نفره، کلبه های چوبی دو نفره و ... که در محل های مختلفی هستند و البته با خدمات و امیتازاتی که دارند تنوع مختلفی برای انتخاب بوجود می آورند.(این خدمات شامل صبحانه مجانی،مجهز بودن به کولر یا پنکه ، دوش آب گرم،توالت مجزا و ... می باشد).

قبل از ورود به تامان نگارا توسط شرکت هان اتاقی سفارش داده بودم.برای استفاده از هوای جنگل و بودن در شرایط جنگلی نیازی به اتاق کولر دار نداشتم و پنکه را ترجیح دادم.بعد از ورود متوجه شدم که انتخاب جالب و زیبایی کرده ام.فاصله پارک تا لنگرگاه حدود یک ربع با پای پیاده بود و قرار گرفتن در دره و طبیعت زیبای اطراف یک آرامش روحانی به محیط آنجا داده بود.کلبه مجهز به یک دوش هم بود که واقعا چاره ساز بود.بعد از مستقر شدن در اتاقم،مقداری استراحت کردم و در محیط اطراف پارک گشتی زدم و عکسبرداری کردم.بعد از آن حرکت کردم و به طرف ساحل رودخانه رفتم.شام را در رستوران شناور صرف کردیم و بعد از آن همراه با راهنمای محلی به نام محمد آماده شدیم که به گشت شبانه برویم.سوار بر قایق شدیم و طرف دیگر رود رفتیم.قبل از ورود به جنگل، محمد توضیحاتی داده و لزوم دقت در حرکت کردن.آهسته وارد جنگل شده و قدم بر می داشتیم.خیالم راحت بود که چراغ پیشانی ام همراهم است و دستانم برای عکاسی و تصویر برداری آزاد هستند.محمد با نگاه تیز خود با دیدن هر چیز مفیدی ما را نگه میداشت و توضیحاتی به ما می داد.انواع عنکبوتها,مورچه های گوشت خور،جیرجیرکها و حشرات دیگر... در این گشت شبانه رویت شد.به طرف کلبه مخفی راه افتادیم.این کلبه به صورت اتاقی در ارتفاع بالا بود که آنجا مدتی در تاریکی مطلق به انتظار نشستیم و به صدای جیرجیرکها گوش دادیم و هنگامی که چراغ قوه ها را به دشت و مرداب روبه رو انداختیم دسته ای از آهو ها را دیدیم که برای نوشیدن آب در حال حرکت بودند...

محمد در میان گیاهان می گشت و چنانچه به موجود یا جانوری می رسید به معرفی می پرداخت و اطلاعات جالبی عرضه می داشت.پس از خاتمه از گردش شبانه پیاده به طرف پارک راه افتادم در حالی هوا در حال خراب شدن بود و شرجی هوا هم اندکی انسان را اذیت می کرد و گاهی قطره ی درشتی بر صورت احساس می کردم...

روز دوم : صبح پس از خوردن صبحانه منتظر راهنمایمان آقای هرمان شدیم اما دیدیم که محمد ،راهنمای شب قبل به جای او آمده و اظهار داشت که برای وی کار پیش آمده و با ما همراه خواهد شد.پس از آماده شدن سوار بر قایق شدیم و در رودخانه راه افتادیم.پس از طی مسیری که پیش رفتیم در کنار رودخانه متوقف شدیم و وارد جنگل شدیم.از چندین پله بالا رفته و اندک اندک وارد جنگل شدیم.گرچه هوای آفتابی و روشنی در آن روز داشتیم اما در این جنگل به علت ارتفاع بلند درختان و پوشش انبوه گیاهان تاریکی خاصی در آنجا وجود داشت.مسیر پاکوب و مشخص بود و در بعضی از جاها با نصب تابلوهای چوبی مسیر معلوم شده بود.صدای پرندگان و حیوانات در این جنگل استوایی که پوشیده از گیاهان و درختانی که تا بحال آنها را از نزدیک ندیده بودم حال و هوایی خاص داده بود.درختان و گیاهانی در طی مسیر حرکتمان دیدم که از جمله آنها درخت لیون ، بامبو و ... را ببینم.پس از طی مسیری در جنگل به پل معلق رسیدیم.

The Canopy Walkway درازترین پل معلق جهان است.با طولی در حدود پانصد متر و ارتفاع چهل متر از کف جنگل.Canopy Walkway مجموعه ای از پلها و سکوهاست.(نه عدد پل با طول های متفاوت و هشت سکو با چشم اندازهای مختلف)برای دیدن و گذر از این پلها دستورات و آیین نامه ای وجود دارد که برای پایین آوردن خطرات احتمالی در هنگام دیدن و عبور از این پلهاست .سکوها در روی درختان مختلفی ساخته شده اند و از روی هر کدام می توان منظره یا چشم انداز مختلفی را دید.به عنوان مثال در سکوی اول شاهد منظره زیبایی از رود Tembeling هستیم.پس از دیدن از این قسمت دوباره وارد مسیر جنگلی می شویم و کم کم ارتفاع بالا می رود.این قسمت Teresek Hill نامیده می شود.تپه ای با ارتفاع 344 متر که تماما جنگلی است و جانوران و حشرات مختلفی را می توان در آن یافت.این تپه دو قسمت برای دیدن منظره اطراف دارد.(در قسمتهای دیگر به علت انبوه بودن جنگل تقریبا چیزی از مناظر اطراف قابل دیدن نمی باشد).در هر دو نظرگاه مناظر زیبایی از جنگل و کوهها و رودها را می بینیم.در نظرگاه دوم که با فاصله نه چندان زیادی از نظرگاه اول قرار گرفته می توان Gunung Tahan بزرگترین قله مالزی را با ارتفاع 2186 متر مشاهده کرد که این امر در هوای صاف قابل تحقق است.بازدید از این قسمت با رسیدن ظهر با اتمام می رسد و با سوار شدن قایق از هوای شرجی و تاریک و دیدنهای زیبای Teresek Hill خداحافظی می کنیم ...

بعد از صرف ناهار و استراحت، برای دیدن دهکده Orang Asli سوار قایق می شویم.

دوباره سوار بر قایق شدیم و برخلاف جریان آب حرکت کردیم.شکل رودخانه و جریان آب تغییری کلی داشت .درطول مسیر از چند جریان تند و سریع آب گذشتیم که دارای هیجان و لذت خاص خود را داشت که منجر به خیس شدنمان شد و البته قبل از این برای گذشت از این تند آبها کوله و لوازمات را عایق و ضد آب کرده بودیم.

در هوایی صاف و بسیار زیبا در کنار ساحل رودخانه ای توقف کردیم که بچه های کوچکی در اطراف آن شنا می کردند.کلبه های بومی از فراز تپه ای که مشرف بر رودخانه بود نمایان بودند.به طرف کلبه ها راه افتادیم...

Orang Asliدر حقیقت معنی و مفهوم ساکنان اصلی در زبان مالایی را می دهد و منتسب می شود به قبایل بومی،کسانی که اولین انسانهای ساکن در شبه جزیره مالزی بودند.

این مردمان در چادرها زندگی می کنند و از طریق شکار و جمع آوری غذا زندگی می کنند و خودشان راBatek می نامند.آنها قدی کوتاه و پوستی تیره و موهایی فرفری دارند.منزل آنها ساده و با ساقه ها و پوشالهای نخل محافظت شده.غذای آنها شامل میوه های جنگلی ، سیب زمینی و حیوانات کوچک مثل میمون و موش خرما که با blowpipe شکار کزده اند.آنها زبان خودشان را دارند اما با زبان مالایی هم صحبت می کنند.آنها دارای عقاید و رسم های خودشان هستند.

هنگامی که به آنجا رسیدیم رئیس قبیله به پیشواز ما آمد و بعد از اینکه توضیحاتی از این دهکده و مردمانش شنیدیم یکی از افراد قبیله صنایع دستی شان که شامل شانه های چوبی،blowpipe و ... بود را به ما نشان داد.بعد از آن شروع به روشن کردن آتش به سبک خودشان و به صورت اولیه ( با سایش چوبها و ...)کرد و سپس به ما blowpipe و طرز استعمال آن را نشان داد.بعد از آن به درون دهکده رفتیم و از نزدیک به دیدن ساکنان آنجا رفتیم...

شام را درKuala Tahan خوردیم و بعد از آن وقت آزاد داشتیم.فردا صبح پس از صرف صبحانه از دوستان مالایی خداحافظی کردیم و سوار بر قایق به طرف Kuala Tembeling راه افتادیم.بعد از صرف ناهار به طرف کوآلالامپور راه افتادیم....




  صفحه اصلی   |   تحصیل در مالزی   |   تحصیل در انگلستان   |   اخبار   |   مقالات   |   آلبوم تصاویر  |   درباره ما   |   تماس با ما  |   فرم مشاوره
     Copyright © 2004 - 2017. Study4Iranian.com All Rights Reserved.