Study4Iranian دارای نمایندگی مستقیم از کالج ها و دانشگاه های کشورهاي انگلستان و مالزي بوده و در این راستا با بهترین سرویس ها در خدمت متقاضیان در زمینه اعزام به دوره هاي آموزشی ، اخذ پذیرش تحصیلی و ویزای تحصیلی از مراکز آموزشی شامل کالج ها و دانشگاه ها و هماهنگی های لازم جهت انتقال و اسکان دانشجویان ایرانی مي باشد.
    سفر به تیومان مالزی


سفرنامه یکی ایرانی مقیم مالزی به جزیره تیومان

این جزیره یکی از 10 جزیره زیبای جهان نام گذاری شده است و در جنوب دریای چین در قسمت پاهانگ بزرگترین ایالت در شبه جزیره مالزی واقع شده . تیومان بزرگترین و توسعه یافته ترین جزیره آتش فشانی است که پارک دریایی تیومان در آن شکل گرفته بنا بر اساطیر این جزیره نهایی ترین محل استراحت و آرامش شاهزاده خانم زیبای اژدها میباشد هنوز هم تا امروز این جزیره شباهت به یک اژدهای خفته را دارد این جزیره به خاطر آب بسیار زیباش شهرت به سزایی پیدا کرده .

 

ساعت 11 شب اتوبوس از ترمینال راه افتاد و ما ساعت سه و نیم صبح رسیدیم به مرسینگ (mersing)که نزدیکترین شهر به جزیره تیومان بود . ساعت 4 صبح هم یه حرکت فری از شهر به سمت تیومان داشت که قیمتش هم برای دو نفر شد 70 رینگیت، بعد از 2 ساعت رسیدیم به اسکله.

 

از اونجا هم با ترنسفر رایگان هتلمون به مقصد رسیدیم.   هتل ما بزرگترین هتل این جزیره بود به نام Berjaya Tioman Beach, Golf & Spa Resort  که شامل سه زمین بزرگ گلف ، فوتبال و مرکز ماساژ و ... بود بارهامون رو تحویل دادیم و باید تا ساعت 12 ظهر منتظر میموندیم تا اتاقمون رو تحویل بدن. تا اون موقع گشتی داخل محوطه هتل که خیلی خیلی بزرگ بود زدیم و بعد هم اتاق رو که به صورت کلبه های چوبی بود تحویل گرفتیم و بعد از استراحت رفتیم از امکانات دریایی هتل که شامل، شنا، جت اسکی، اسکوبا دایوینگ، اسنوکلینگ و .... بود دیدن و کسب اطلاع کردیم . اون روز به خاطر سفر با اتوبوس و فری تقریبا در استراحت کامل گذشت .

 

 

 

یک شنبه 16 فروردین بعد از صرف صبحانه رفتیم اسنوکلینگ (snorkeling) که برای دو ساعت برای دو نفر 80 رینگیت میگرفت . و بعد از یه آموزش کوتاه که نحوه نفس کشیدن رو یاد میداد ما رو با قایق بردن وسط دریا کنار یه جزیره و انداختمون تو آب . به خاطر پوشیدن جلیقه روی آب میموندی و با عینک و لوله تنفسی میتونستی ساعتها روی آب شناور بمونی و ماهی ها و مرجان های بسیار بسیار زیبا رو تماشا کنی. این تجربه انقدر لذت بخش بود که فکر کنم از تمامی تفریحاتی که توی این مدت در مالزی داشتم بیشتر بهم خوش گذشت. ماهی ها از هر رنگی زیر آب بودند . مرجان های خیلی بزرگ و ماهی های کوچیک و بزرگ فوق العاده بودند. تو رو به دنیای دیگه ای میبردند.

 

 

 

اگه رفتین تیومان هیچ وقت این فرصت رو از دست ندید حتی اگه با بچه هاتون هم رفتین مشکلی ایجاد نمیشه ، بچه های خیلی کوچیک هم روی آب شناور میموندن و میتونستن کلی تفریح کنن البته با مراقبت کامل بزرگترها. تقریبا داخل این هتل اکثرا اروپایی بودند و اصلا هیچ ایرانی داخل کل جزیره تیومان من ندیدم. اکثر خوانواده ها هم با بچه های دو ساله و کمی بزرگترشون برای تفریح اومده بودند. برای همین میگم اگه بچه دارین اصلا نترسین و مسافرت کنین اجازه بدید اون ها هم از این لذت ها استفاده کنن.

بقیه روزمون هم به Relaxation گذشت و استفاده از استخر و دریا و افتاب گرفتن و ....

 

دو شنبه 17 فروردین بعد از صبحانه تصمیم گرفتیم بریم منطقه جوآرا (juara ) که باید یه کوه بلند و پر از درخت رو رد میکردی و به اونجا میرسیدی.

 

ابتدای جاده ماشین اجاره میدادن به مبلغ 200 رینگیت که شامل رفت و برگشت با جیپ بود. ما تصمیم گرفتیم خودمون کوه نوردی و جنگل نوردی کنیم و پای پیاده رفتیم. اگه روزی شما هم خواستین برین چند تا نکته یادتون بمونه : 1- وسیله دفاعی حتما داشته باشین چون جنگل بسیار عمیق و خلوت هست 2- حتما از کفش مناسب پیاده روی استفاده کنین 3- کوله پشتی که توش آب و خوراکی باشه رو با خودتون بردارین 4- حتما از کلاه استفاده کنید و گرنه بعد از کمی پیاده روی و خوردن افتاب رو سرتون تصمیم میگرید برگردید.

 

ما نمیدونستیم که چقدر باید پیاده روی کنیم وگرنه حتما تمام این نکته هایی که گفتم رو رعایت میکردیم فکر کردیم پیاده روی نهایتا 1 ساعته و جنگل هم چندان عمیق نیست ولی 4 ساعت این پیاده روی طول کشید .

 

و سر بالایی هم خیلی تند و نفس گیر بود . جنگل خیلی عمیق و ترسناک بود من هر لحظه فکر میکردم الان یه حیوون میپره جلوی رومون .

 

تقریبا بعد از 2 ساعت پیاده روی تصمیم گرفتیم به خاطر ترس بیش از حد من برگردیم چون هیچ وسیله دفاعی نداشتیم و هیچ کس هم داخل جنگل نبود. ولی تازه داشتیم بر میگشتیم که یه خانوم و آقای فرانسوی رو دیدیم که مثله ما داشتن پیاده میرفتن بهشون گفتیم اگه میشه 4 نفری جنگل رو طی کنیم چون این جوری امنیتش بیشتره. اونا هم قبول کردن توی راه هم کلی باهاشون گپ زدیم و باعث شد نفهیمیم چند ساعته که داریم پیاده میریم. میگفتن تو فرانسه لوبیا پلو با ته دیگ رو توی یه رستوران ایرانی خوردن و خیلی خوششون اومده از من پرسید بلدی درست کنی وقتی گفتم اره و من هر روز توی خونه اشپزی میکنم باورش نمیشد . میگفت یعنی شما خانومای ایرانی هر روز تو اشپزخانه غذا میپزید گفتم اره  گفت ولی ما همیشه تو رستوران غذا میخوریم برای چی وقتتون رو برای این کار تلف میکنین که گفتم فرهنگ ما تو ایران این موضوع رو ایجاب میکنه که داخل خونه غذا پخته بشه. اونا 8 ماه بود که داشتن مسافرت میکردن میگفتن ما 2 سال کار میکنیم و 1 سال کامل رو میریم مسافرت. کار اقاهه هم تعمیر دوچرخه و کلا کارهای فنی بود . میگفتن ما درامدمون رو چون به یورو میگریم خیلی راحت میتونیم یک سال در اسیا بچرخیم چون اینجا همه چیز برای ما خیلی ارزون در میاد . درباره سیاست های ایران هم صحبت کردیم که میگفتن ما شنیدیم اگه کسی بد لباس بپوشه میگیرنش که گفتیم درسته ، باورش نمیشد فکر میکرد شایعه است . قرار بود 2 سال بعد به ایران سفر کنن. میگفتن بعد از اینکه از این مسافرت برگردن بچه دار میشن و بعد از 2 سال کار کردن دوباره با بچه اشون یه مسافرت 1 ساله میرن ولی ما تو ایران تا وقتی بچمون 10 ساله اش نشده اصلا مسافرت نمیریم ولی اونا خیلی راحت با بچه کوچیک دو ر دنیا رو میگردن. اونم نه به روش معمول که با هواپیما برن و هتل از قبل رزرو شده باشه میگفتن ما با کامیون و اتوبوس و اینا مسافرت میکنیم اصلا از هواپیما استفاده نمیکنیم و هتلهامون رو هم خیلی ارزون انتخاب میکنیم. بعد از 4 ساعت رسیدیم به منطقه جوارا که اصلا هم جای جالبی نبود ، طبق اطلاعاتی که ما از قبل بدست اورده بودیم میگفتن این جای خیلی زیباست و قشنگه ، اصلا این طور نبود آبی که سمت منطقه هتل خودمون داشت به مراتب شفاف تر و زیبا تر بود . البته ما بیشتر برای جنگل نوردی این مسیر رو طی کردیم. برای برگشتن هم ماشین گرفتیم به مبلغ 80 رینگیت ، چون دیگه نا نداشتیم که پیاده برگردیم، البته شب هم میشد که خیلی ترسناک بود.

سه شنبه 18 فروردین ، از صبح داخل هتل بودیم و کلی شنا کردیم برای ساعت 6 بلیط برگشت اتوبوس داشتیم برای همین ساعت 2 از هتل راه افتادیم و با حرکت 3 و نیم فری برگشتیم به شهر مرسینگ. این شهر جاهای دیدنی نداره و تقریبا یه شهر بسیار کوچیکه و برای اقامت هم مناسب نیست . از فری تا ترمینال اتوبوس رانی هم راه زیادی نبود برای همین پیاده برگشتیم و سوار اتوبوس شدیم به سمت کوالالامپور.

 

 

 




  صفحه اصلی   |   تحصیل در مالزی   |   تحصیل در انگلستان   |   اخبار   |   مقالات   |   آلبوم تصاویر  |   درباره ما   |   تماس با ما  |   فرم مشاوره
     Copyright © 2004 - 2017. Study4Iranian.com All Rights Reserved. v2018